آوازقناری ها
یک روز سرد و زمستانی قلبت را برایم هدیه آوردی ومن آنروز خرسند از کلمات عاشقانه ورویایی پنجره قلبم را به سوی تو گشودم وسرمست ازآوازقناری ها دل به تو سپردم وهیچ گاه باور نداشتم این چشمهای مهربان وآشنا روزی بامن نامهربان وبیگانه شود .گویی دروازه های دلت را به سوی من بسته ای ودیگرازآن تبسم شاد وهمیشگی ات خبری نیست . حرفهایم تکرار نام تو بود وخنده هایم خلاصه محبت تو ...بیا به روزهای خوش گذشته سری بزنیم، شاید فردا را بهتراز امروز آغازکنیم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۰ ساعت 14:49 توسط نفیسه
|